نام کاربری:    رمز عبور:

             غسل شهادت


بسم الرب الشهدا والصدیقین     عصر روز هجدهم اردیبهشت ماه سال1361بودو در آستانه مرحله سوم عملیات بیت المقدس .شهید مصطفی لطفی با آن نورانیت وحالات خاص که گویی پر برای پرواز گشوده بود روبه من کرد وگفت:بیا تا برویم غسل بگیریم . مقصودش را از انتهای نگاهش فهمیدم.نزدیکی دژ شلمچه بودیم.بچه ها خود را برای حمله شبانه به صف دشمن زبون و بعثی آماده می کردند. هر کس در خلوت وجود خود با خدا راز ونیاز میکردو این از خصائص سپاه اسلام بود.سحرگاه نوزدهم در حد فاصل رسیدن به خاکریز شلمچه در حین عملیات شهدای زیادی به خاک وخون غلطیدند وشهید مصطفی لطفی هم تیری به قلبش وتیری به پایش می خورد تا راز غسلش را بفهمم.         

 روایت از پاسدار حسین فتحی همرزم شهید




بازگشت ...



  

مرتبط باموضوع :

 خاطرات جاوید الاثر حاج احمد متوسلیان  [ پنجشنبه، 20 آبان ماه، 1389 ] 3636 مشاهده
 خاطرات شهیدرحمان اولاد  [ شنبه، 28 تير ماه، 1393 ] 1015 مشاهده
 خاطره از شهید سید حسین سماوات  [ يكشنبه، 23 مرداد ماه، 1390 ] 3325 مشاهده
 خاطره شهید چیت سازیان  [ يكشنبه، 23 مرداد ماه، 1390 ] 5630 مشاهده
 یادی از شهدای کانی نو  [ چهارشنبه، 15 آبان ماه، 1392 ] 1484 مشاهده

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما (ضروری): 
نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]